ديوار يك ديوانه
بیست و هشتم اردیبهشت 1386
دیروز که از تیمارستان بر می گشتیم ، چهره ه ی مردی که به دیواری لگد می زد و می گفت دارم روي قبر خدا راه مي روم را اصلاً فراموش نمي كنم !
و حالا مي فهمم تاس هاي اين بازي عجب وارونه اتفاق مي افتند و ما هي ...
[ - ديوار يك ديوانه ]
+ نوشته شده در ساعت 16:9 توسط سارای
زنان تاريك زنان مسدود
بیست و یکم اردیبهشت 1386
ناوک چوبی ام را
به میخ
می آویزم
و از پيشانيم
چشم
بالا مي آيد !
[ - زنان تاريك زنان مسدود ]
+ نوشته شده در ساعت 19:54 توسط سارای
کاشی
سیزدهم اردیبهشت 1386
از کاشی
گلی مجهول
از کاشی
تکه ای برگ
نارنج خط اول احساس
صورتی ،
ابر!
صورتی ،
باد !
از کاشی
یک پنجره برگ
از کاشی
یک پنجره برف
[ - کاشی ]
+ نوشته شده در ساعت 2:39 توسط سارای
گیلاس
یازدهم اردیبهشت 1386
از گیلاس که افتادم
چیزی نه رنگ
9 رنگ
پرچین کوتاه این باغ
مال ما ـ ه ـ
نبود !
( ادامه اش در پستو ......) تا بگویند:
ما ـ ه ـ
هیچ !
ما ـ ه ـ
نگاه !
[ - گیلاس ]
+ نوشته شده در ساعت 11:37 توسط سارای




