استثنای من از آزادی رفت
بیستم تیر 1386
برای آنانی که حقیقت را گفتند و به استثنای آزادی رسیدند

کلاغ
تمامی فردا را
روی دامنم
می چکد
و ضجه ی ستاره ها
ار پایمال انگشتانم...
لهیده است این گلو
که سرخ می چکد
از ماهی
و از همه ی مزامیر دوازده جهان
داوود می گریزد از بودا
آی آبستن من !
که استثنای من از آزادی
رفت !
و از کلاغ
که تابوتم را به کلاغ می پرد .
از تو
به جستن هیچ آزادی
که پرواز تا کبوتر
نیست!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:36 توسط سارای





