
كار بازرسي اوراق شناسايي را به پليس ها و بوروكرات ها واگذار كنيد و بگذاريد از هويتم بگريزم ، گشايشي به من نشان دهيد براي رهايشي از استبداد ِ چهره ام.*
شايد اين روزها هضم بسياري از موضوعات و كليشه هايي را كه با آن مواجه شده ام سخت باشد و به لحاظ اخلاقي و يا شايد شخصيتي نتوانم با آنها كنار بيايم .
بعضي رويدادها را شايد در هيچ كتابي نتوان پيدا كرد ، و یا حتي در كتاب هاي تخصصي براي حل آن هیچ اشاره كمرنگي به موضوع نشده است و شايد كمي بي انصافي و شايد كوتاهي و شايد حتي مولف اصلاِ فكرش را هم نمي كرده است كه بايد به آن موضوع هم اشاره اي كند.
در توضيح و تحليل برخي از رويدادها شايد نياز به كلمات اكتشافي ديگري باشد. بايد مدام كشف كرد و مدام كشف كرد تا به عنصر كلمه اي كه مي خواهي برسي. و آنوقت شايد نتيجه كار يك كلمه نباشد جز يك تصوير و اگر آنوقت نقاش هم نباشي؟
البته يك نكته را هرگز نبايد فراموش كنيم و آن اينكه كليشه هايي كه آشكارا بيان مي شوند و كليشه هايي هم كه پنهان مي مانند. و اين كليشه هاي تبعيض جنسي، مانند كليشه هاي نژادپرستانه نقش اجتماعي دارند.
در اين باب بهتر است به اصطلاح رنه مگريت كه در زير يكي از تابلوهاي خود نوشت اشاره كنم . اصطلاح " اين يك چپق نيست " Ceci n,est pas une pipe " ما را بر آن وا مي دارد كه جور ديگر فكر كنيم .
رنه مگریت (Rene Magritte) در توجيه هنر خود به اين مطلب اشاره مي كند كه " خراش هايي كه پيكره ها را رسم كردند و آنهايي كه حروف را نگاشتند تنها از راه خلاء با يكديگر در تماس اند ، از راه ِ نا - جايي كه به زير صلابت مرمرين نهفته است!
اين توضيح كه رنه مگريت در نامه اي كه در ماه مه 1966 به ميشل فوكو (Michel Foucault )نوشت ، نگاه فلسفي او را به اشياء ، كلمات و حتي جايگاه انسان مشخص كرد كه شايد كمتر نقاش فيلسوفي مي توانست توضيحي بر چگونگي افول اشياء و يا كلمات از هنر خود بيافريند.
بي شبهه بايد گفت آنچه كه مي بينيم و آنچه كه نمي بينيم به طور مساوي نيستند .
آنچه كه گفته مي شود و آنچه كه كليشه مي شود و آنچه كه خورده مي شود بصورت عادلانه نه ديده مي شود ، نه تحليل مي شود و نه توجيحي منطقي از آن چيز ارائه مي گردد.
تنها كافيست به اين نكته توجه كرد كه نخودسبزها در ميان خود مناسباتي هم سانانه دارند ؛ هم زمان - مرئي - . هم زمان - نامرئي- . و آنچه كه مرئي است خود تجسم پنهان كننده ايست كه نه تنها سدي براي عبور و رسيدن به مرز آزادي، حقيقت و جنبش است بلكه فاعل غلط اندازي است كه كنش هاي نامريي را زنداني مي كند.
و تنها چيزي كه در اين ميان هم گون است ، انديشه است و انديشه به چيزي تبديل مي شود كه جهان آن را به ما ارائه مي كند...
منابع:
- * اين يك چپق نيست "
Ceci n,est pas une pipe " : میشل فوکو / مانی حقیقی- پيكار با تبعيض جنسي : آندره ميشل / محمد جعفر پوینده
[ - این یک چپق نیست! ]
+ نوشته شده در ساعت 16:23 توسط سارای





