جوجه اردک زشت، چرا جوجه اردک زشت شد؟!
سارا مويدي

دنياي نويسندگي دنياي عجيبي است و دنياي داستان نويسي عجيب تر از آن.تنها نويسندگان و داستان نويساني موفق شده اند كه با دنياي درون و بيرون شان رو راست بوده اند. انتخاب كلمات را نه به معناي كلمه بلكه به معناي عميق زندگي ، انتخاب كرده اند و توجه خود را به روي آنچه كه ناديدني بوده است متمركز كرده و براي هرچيزي روح و رواني و خون تپنده اي مي بينند.
گاهي سوسك براي يك نويسنده عين نوع و نقش آدم بودن است . انسان سوسك واري كه به مرور تحليل مي رود و استدلالش از چيزها و آدم هايي كه تا قبل از سوسك شدنش برايش معنا و مفهومي ديگر داشته اند ، معناي ديگري مي گيرد و به پوچي جايگاه و لحظه هاي تكراري خود پي مي برد .چه اگر سوسك نشده بود شايد هيچ زمان نمي فهميد.
بنابراين نگاه يك سوسك با نگاه يك آدم وقتي به او به عنوان موجودي اضافي ، طفيلي و كثيف نگاه مي شود نسبت به جهان هستي بسیار متفاوت است و نكته ي قابل توجه در همين جاست كه نويسنده خودش را جاي سوسكي بگذارد كه به ظاهر روزي آدم بوده است و بار خانواده اش را بر دوش مي كشيده است. مسلما " فرانتس كافكا "اين تجربه سوسك شدن را در دنياي درون خود ورز داده ، تا به بهترين نتيجه براي پرورش "گرگور زامزا " در داستان "مسخ" برسد.
و دليل منطقي اين جايگزيني جايگاه كنوني خواننده با يك سوسك بي اهميت و حس هم ذات پنداري خواننده اي است كه به حال "گرگور زامزا " يا سوسكي به نام گرگور زامزا به دست مي آيد و تا پايان ماجرا خواننده را با خود مي كشاند و هميشه در خاطر حواننده جاويدان مي ماند و جايگاه يك سوسك بي اهميت در زندگي انسان جايگاهي ابدي به خود مي گيرد و شايد هميشه فرد به اين سوال خو كرده باشد كه " اگر من روز ی تبدیل به یک سوسك بشوم چه اتفاقي خواهد افتاد؟"
پرداختن به: دردهاي مشترك ، تنهايي و پوچي عميق زندگي، نشان دادن چهره ي واقعي زندگي به آدم ها و پرداختن به ذهن هاي پيچيده و شخصيت هاي پيچيده و حقايقي كه هر كس توان عنوان كردن آن را ندارد و يا به سخره گرفتن روابط و يا ارزش هاي قراردادي از سوي برخي نويسندگان آنان را تبديل به غول هاي ادبيات جهان مي كند.
اما اين چيزهاي بي اهميت از كجا ظاهر مي شوند ؟ آيا بايد آنها را كشف كرد؟ آيا به راستي آنها وجود دارند و يا بايد چيزهايي را خلق كرد كه اصلا وجود ندارند؟
201 سال پيش "هانس كريستين اندرسن" شخصيت هايي را خلق كرد كه تا هنوز نه تنها ذهن كودكان را تسخير خود كرده است بلكه تا پايان زندگي خاطره ي شخصيت هاي داستان هاي او از ذهن ها نخواهند رفت.
[ - جوجه اردک زشت چرا جوجه اردک زشت شد؟ ]
+ نوشته شده در ساعت 7:18 توسط سارای
آگاهی دروغین اجتماعی

-
جداسازی کتاب های درسی دانش آموزان دختر و پسر
-
در تدوين برنامه درسی علاوه بر ويژگي های جنسيتی، ويژگي های قومی و نژادی و جغرافيايی نيز بايد لحاظ شود.
-
تحقيق و پژوهش در فلسفه تعليم و تربيت کار مولفان نيست و ايشان بايد با اشاره به سند و برنامه درسی ملی محتوای کتابها را تنظيم کنند.
اینها عناوین خبری هستند که به نقل از رادیو فردا و سایت پیک ایران << این هم فیلتر شکن >> درباره جداسازی کتاب های درسی دانش آموزان براساس جنسیت و جفرافیای محل زندگیشان انجام می شود .(چکیده خبر را در اینجا بخوانید)
به راستی محدود کردن صنعت فرهنگ با برنامه های ناراست اجتماعی شکل تسلط جامع و کامل بر توده ه های اجتماعی نیست؟
در گستره همگانی عصر الکترونیک و یکپارچه شدن جهان به همراه دسترسی به امکانات ارتباطی آیا جغرافیای قومی و نژادی پاسخگوی خواسته کودکان و جوانان ما هست؟
آیا فرزندان عشایر همیشه در بستر جغرافیای کوچ تعریف می شوند و امکان تغییر و جذب در فرهنگی یکپارچه نخواهند داشت؟ به راستی تصور حقیقی برنامه ریزان آموزشی از مقوله دانایی چیست؟
" نوع انسان با ساختار ثابت طبیعی یا متعالی تعریف نمی شود ، بلكه با سازوكار انساني شدن Humanization تعریف می شود اما آیا نظام آموزش و پرورش ما می تواند تعریف درستی از انسان و ساز و کار انسانی شدن داشته باشد؟
[ - آزادی یا بندگی(آگاهی دروغین اجتماعی) ]
+ نوشته شده در ساعت 21:10 توسط سارای





