
اولين خبري كه شنيدم و نيشم را تا بناگوش باز كرد رفتن گلشيفته فراهاني به آمريكا بود آن هم نه براي بازي در فيلم و يا پروژه ايي سينمايي ...![]()
اما خبر ديگري كه خيلي خوشحالم كرد اكران فيلم "نسكافه داغ" نه چاي داغ
در سينماهاي تهران است.
فیلم سینمایی "نسکافه داغ داغ" به کارگردانی علی قویتن و بازی زندهیاد خسرو شکیبایی عید فطر اکران عمومی میشود.
این فیلم که در ژانر کودک و نوجوان ساخته شده و مثل هميشه پای یک زن در میان است.
"نسکافه داغ داغ" در ادامه دو کار قبلی قوی تن فضایی شاد و موزیکال دارد و در آن یکتا ناصر، افسانه چهرهآزاد، داود اکرمیان، السا فیروزآذر، بابک نوری، آیه ابراهیمی، بیتا سحرخیز، جلالالدین معیریان و بازیگران خردسال صبا حاج اسحاق و کورش یونسی هم بازی کردهاند.
در ادامه اين خبرها اگر تبديل به كلاغ خبرچين نشوم بايد بگويم نمایش فیلم "سنگسار ثریا م." با بازی شهره آغداشلو و جیم کاویزل در جشنواره فیلم تورنتو است.
فیلم سینمایی "سنگسار ثریا م" به کارگردانی سیروس نورسته کارگردان آمریکایی ایرانیتبار روز یکشنبه در بخش دیسکاوری سی و سومین جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد.گرچه فیلم ۳۰۰ اعتراض زیادی را برانگیخت اما این فیلم شاید مهم ترين فيلم انتفادي خواهد بود كه به شيوه اي مستدل مذهب را زير سوال برده است.
اما فیلم بومرنگ ساخته استاد خوبم و همشهری عزیز داریوش غریب زاده همچنان افتخار می آفریند.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:49 توسط سارای
تمريني براي خود بودن
تا حالا شده به اين فكر كني كه تو خودت هستي يا نه؟ و با خودت زندگي كرده باشي و تصور ديگران نسبت به كارهايي كه انجام مي دهي اصلا برایت مهم نباشد ؟
امروز روز توست. باور كن. كافي است لباسي را كه هميشه دوست داشته اي از جامه دانت بيرون بياوري و بپوشي. چه اهميت دارد كه ديگران از انتخاب تو يكه بخورند؟
ضبط صوتت را هم روشن كن و ترانه اي را كه واقعاً دوست داري بگذار. حتي اگر يك ترانه اي باشد كه كسي به آن احترام نمي گذارد و اهميت نمي دهد.
كتابي را بردار و بخوان. كتابي كه اصلا هم جدي نيست. كتابي را كه هميشه دوست داشته اي آن را بخواني. از نويسنده اي كه شايد دوستان تو از آن خوششان نمي آيد.
باور كن با اين تصميم هايي كه گرفته ايي امروز روز توست. چراكه در درون خودت يك مكان امن و آرام پيدا كرده اي و اين مكان امن هيچ جايي جز درون تو نيست. و ـ توـ ي واقعي دارد پا مي گيرد. همان تويي كه تا چند لحظه پيش خودش نبود و آن طور زندگي مي كرد كه ديگران مي خواستند. نه خود او.
اصلا چرا ما آدم ها ياد گرفته ايم از نگاه ديگران به زندگيمان بترسيم؟! و كسي باشيم و بشويم كه ديگران مي خواهند نه كسي كه خودمان مي خواهيم!
چطور مي شود آدمي كه خودش نيست و طبق انتخاب و نظر ديگري زندگي مي كند، بگويد من سعادتمندم ؟!
خيلي وقت ها خوب است آدم شيطان خودش بشود و *شجاعانه گناه كند. و ببيند تا چه اندازه مي تواند رحمت خداي خودش را برانگيزد. چرا كه گناهكار بزرگ بيدار كننده شفقت خداوند است. و مستحق كرامت گناهكارانند *
پس به تو چه كه من چگونه دارم زندگي مي كنم و انتخاب مي كنم و خودم هستم؟!
[ - من شیطانم را دوست دارم! ]
+ نوشته شده در ساعت 18:52 توسط سارای
"وقتی بچه بودم مانند یک بچه حرف زدم، مانند يك بچه فهميدم، مانند يك بچه فكر كردم. اما هنگامي كه بزرگ شدم چيزهاي بچه گانه را كنار گذاشتم."
- تنها چيزهاي بچه گانه را كنار گذاشتم! -
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:45 توسط سارای




