شاید بشه از این تاریخ تا اون تاریخ پستی رو توی وبلاگت نذاری . این می شه یعنی فاصله . یعنی تا ... تا و تا تا های بعدی هی پشت سر هم می رسن و تو بازم فاصله می ذاری .
همه ی اینها شاید برای ما معنای خاصی داشته باشه. چرا جاهایی که باید فاصله ها رو رعایت کنیم نمی کنیم؟
مثلا توی جمع دوستانه خودمون هی می خوایم از زندگی هم سرو نخی دست و پا کنیم و باید خیلی زرنگ باشیم با این همه آدم فضولی که دورو برت هست جون سالم به در ببری. خرگوش هم که باشی با پای تیز و فرز و با هوش، بازم غافلگیرت کردن و با یورشی جانانه با دهان و فكي لبريز از سوال می خوان از زندگیت سر در بیارن . اینجاست که فاصله ها رو زیر پا گذاشتیم و وارد زندگی فردی افراد شدیم.
توی صف ، توي خيابون و حتي موقع رانندگي كردن فقط خودمون رو مي بينيم و فاصله ها رو رعايت نمي كنيم . ما مي خوايم زودتر برسيم و بايد يكي عقب بمونه. اونوقته كه من ِ ايراني مي گم چرا من عقب بكشم؟ من بايد جلوتر و زودتر برسم ...
توي همين دنياي وبلاگ نويسي ياد گرفتيم همه كامنت ها رو بخونيم و يه نقطه ضعف بگيريم و خودمون رو وسط ماجرا بذاريم؟
چرا ما ايراني ها فاصله ها رو نديده مي گيريم؟ و حريمي براي يكديگه قائل نيستيم؟
همين كتابخوناي دور و برمون رو نگاه كن ؟( كه حيفم مياد بگم روشنفكرن اما نيستن !) چقدر شامشون براي حرف بيشتر كار مي كنه تا عقل و منطقشون...
بگذريم...
اگر بيشتر بنويسم خيلي ها بهشون بر مي خوره وهمين قدر كافیه. فقط اي كاش ياد مي گرفتيم توي روابط اجتماعي، توي صف ، وقت رانندگي، توي دنياي وبلاگ نويسي و ... فاصله ها رو رعايت مي كرديم و براي هم حريمي قائل مي شديم . اين ساده ترين كاريه كه تو زندگي مي تونيم انجام بديم . باور كنين.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:16 توسط سارای





