تمريني براي خود بودن
تا حالا شده به اين فكر كني كه تو خودت هستي يا نه؟ و با خودت زندگي كرده باشي و تصور ديگران نسبت به كارهايي كه انجام مي دهي اصلا برایت مهم نباشد ؟
امروز روز توست. باور كن. كافي است لباسي را كه هميشه دوست داشته اي از جامه دانت بيرون بياوري و بپوشي. چه اهميت دارد كه ديگران از انتخاب تو يكه بخورند؟
ضبط صوتت را هم روشن كن و ترانه اي را كه واقعاً دوست داري بگذار. حتي اگر يك ترانه اي باشد كه كسي به آن احترام نمي گذارد و اهميت نمي دهد.
كتابي را بردار و بخوان. كتابي كه اصلا هم جدي نيست. كتابي را كه هميشه دوست داشته اي آن را بخواني. از نويسنده اي كه شايد دوستان تو از آن خوششان نمي آيد.
باور كن با اين تصميم هايي كه گرفته ايي امروز روز توست. چراكه در درون خودت يك مكان امن و آرام پيدا كرده اي و اين مكان امن هيچ جايي جز درون تو نيست. و ـ توـ ي واقعي دارد پا مي گيرد. همان تويي كه تا چند لحظه پيش خودش نبود و آن طور زندگي مي كرد كه ديگران مي خواستند. نه خود او.
اصلا چرا ما آدم ها ياد گرفته ايم از نگاه ديگران به زندگيمان بترسيم؟! و كسي باشيم و بشويم كه ديگران مي خواهند نه كسي كه خودمان مي خواهيم!
چطور مي شود آدمي كه خودش نيست و طبق انتخاب و نظر ديگري زندگي مي كند، بگويد من سعادتمندم ؟!
خيلي وقت ها خوب است آدم شيطان خودش بشود و *شجاعانه گناه كند. و ببيند تا چه اندازه مي تواند رحمت خداي خودش را برانگيزد. چرا كه گناهكار بزرگ بيدار كننده شفقت خداوند است. و مستحق كرامت گناهكارانند *
پس به تو چه كه من چگونه دارم زندگي مي كنم و انتخاب مي كنم و خودم هستم؟!
[ - من شیطانم را دوست دارم! ]
+ نوشته شده در ساعت 18:52 توسط سارای





