چقدر بد است که آدم ها با چسباندن نامشان و آویزان کردن خودشان به بزرگان بخواهند هویت دروغینی برای خود دست و پا کنند.
ای کاش اين دسته از آدم ها به جای اینکه تلاش کنند به دیگری آویزان بشوند و زور زیادی بزنند، تلاش مي كردند استعداد های خودشان را پرورش بدهند و کار را از آنچه هست خراب تر نکنند.
آخر چرا بايد سال ها با يك هويت دروغين با يك من نا –من- زندگي كرد و آنقدر دچار توهم شد كه نفهمي جايگاهت كجاست؟ تو كه هستي؟ و وقتي بالاي يك تريبون می روي، نفهمي كه وظيفه تو آن بالا چيست؟ و نماينده مردگاني يا زندگان؟!
اصلا چرا نباید ما خودمان باشیم؟!
چرا باور نمی کنیم که ما خورشیدهایی در درونمان داریم که اگر کوه غرور و نخوتمان را ویران کنیم خورشید ما هم طلوع می کند و همه آفتاب گردانهايي كه تشنه نور و درخشندگي هستند به دور ما خواهند چرخيد و حتی اگر خورشیدمان هم طلوع کرد، بدانیم و بر اين باور باشيم كه آسمان مال همه ي خورشيدهاي تابان است.
[ - خورشیدت را پیدا کن ]
+ نوشته شده در ساعت 13:55 توسط سارای





